در فيلم درماني درمانگر با هيجانات بيمار سر و كار دارد و مي تواند اين هيجانات را هنگام تماشا يا پس از ديدن فيلم تحليل كند. هنگام نمايش فيلم، كنش ها و واكنش هايي در ضمير ناخودآگاه و نيمه آگاه آدميان رخ مي دهد كه به بروز احساساتي مانند خشم و شادي و نمايه هايي چون خنده يا گريه منجر مي شود. بدين ترتيب، برخي احساسات پنهان از ضمير ناخودآگاه به ضمير آگاه جريان يافته و تخليه انرژي هاي رواني انباشته شده را فراهم مي آورد. اين پديده براي بيمار آرامش و شادي پديد مي آورد. فيلم هاي طنزآميز و كمدي افزون بر تخليه انرژي رواني، سطح افسردگي بيماران را نيز كاهش مي دهند.

    برآمد پژوهش هاي گروهي از دانشمندان در دانشگاه مريلند به طور كامل ثابت كرد تماشاي فيلم هاي كمدي باعث مي شود افراد شادتر و خوشنودتر باشند. همچنين نتايج اين پژوهش هويدا ساخت تماشاي فيلم هاي خنده آور به دليل كمك به روان شدن جريان خون، براي سلامت قلبي -عروقي آدمي سودمند است. پژوهشگران اشاره داشته اند برآمد به دست آمده از اين كار با يك دوره درمان از طريق مصرف داروهاي قلبي و نيز داروهاي افسردگي ستيز برابر بوده است. گروه پژوهشگران مي گويند خنده در گشاد شدن شريان ها تاثير دارد، اما پريشاني هاي روحي و رواني باعث تنگ شدن شريان ها مي شوند. دكتر «مايكل ميلر» رئيس گروه پژوهشي مي گويد: «برآمد اين پژوهش مي تواند براي سينماگران و فيلم دوستان جالب باشد. مردم بايد از اين پس كوشش كنند براي داشتن رواني سالم و روحيه يي شاداب، در برگزيدن تماشاي فيلم ها، سريال ها و برنامه هاي تلويزيوني دقت بيشتري داشته باشند.»
    در روش فيلم درماني، گاهي روان درمانگر همراه و در كنار مراجع به تماشاي يك فيلم مي نشيند. هدف اين است كه روان درمانگر با ديدن حالات مراجع و مشاهده اينكه او خودش را به جاي كدام يك از شخصيت هاي فيلم مي گذارد به ريشه ها و سرچشمه هاي مشكل او پي ببرد. در همان حال، روان درمانگر مي تواند مراجع را تشويق كند همانند شخصيت فيلم با مشكلات به چالش پرداخته و جسارت داشته باشد.

    بر پايه نظريه هاي گوناگون روانشناسي، مي توان تاثير فيلم را روي احساسات، عواطف، انديشه و شناخت مان تبيين كرد. در بین روان درمانگران هم مانند ديگر قشرهاي اجتماع، شيفتگان و دلبستگان فيلم بطور فراواني پيدا مي شوند.

   آنها دريافته اند از هنگام يونان باستان، «نمايش» مي تواند اثرهاي روان شناختي سودمند و كارسازي داشته باشد. ارسطو در كتاب بوطيقا چنين گفته است: «تراژدي بايد رحم و ترس را برانگيزد تا تخليه هيجاني ممكن شود.» روان درمانگران مي دانند كه اين جمله شكوهمند آغاز تبيين «هنردرماني» در دنيا است. بيش از دوهزار سال بعد فرويد از واژه «كاتارسيس» (تخيله هيجاني) در درمان بيمارانش سود جست: اما آنكه استفاده درماني از نمايش را آغاز كرد، يك روانشناس خلاق به نام «مورنو» بود. او واژه «سايكودراما» يا «روان نمايشگري» را در دهه 1930 ابداع كرد. در همين دهه يك پزشك انگليسي از واژه «دراماتراپي» استفاده كرد كه دقيقاً معناي تئاتردرماني را مي دهد. در بيشتر روش هاي سايكودراما و تئاتردرماني بيمار كاملاً كنش مند (فعال) است.
    به همين دليل «سايكودراما» همانند «رقص درماني» از همان سال ها به عنوان يكي از روان درماني هاي مهم پذيرفته شد. هويدا نيست چه كسي براي نخستين بار از سينما براي شتاب بخشيدن به درمان سود جست، اما «برني وودر» انگليسي خود را بنيانگذار اين روش در سال 1988 مي داند.

منبع : روزنامه اعتماد ملی

نويسنده: دكتر بهنام اوحدي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali aghashahi  |